پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - نقد مستند يك مرد و چهار زن - میراحسان احمد

نقد مستند يك مرد و چهار زن
میراحسان احمد

 ناهيد پرسن، مستندى درباره زندگى چند همسرى وضع اين گونه زنان در ايران ساخته كه ناخودآگاه آدم را به ياد فيلم »جاى خالى خانم و آقاى ب« فيما امامى و همسرش دريانوش، مى‌اندازد و با آن كه هسته اين يكى، نقش بارورى در تفكر مردسالار و در بقاى زندگى زن ايرانى و رنج‌هاى همسر نازا و ستم‌هاى چند همسرى به بهانه عدم بارورى است، با همه اين تمايزات، به سبب وجوه مشترك، در ذهن تماشاگر دو فيلم مستند مقايسه مى‌شوند و به اعتقاد من »جاى خالى خانم و آقاى ب« فيلم خانم امامى و آقاى دريانوش، از فيلم خانم ناهيد پرسن به دلايل مختلف اثر بهترى است، چه قدر فيما و همسرش، روح و زندگى ايرانى و عمق آن را بهتر مى‌شناسند و تصويرى ژرف از رنج‌هاى زن ايرانى پديد مى‌آورند، چقدر نگاهشان عادلانه‌تر و چندسويه‌تر از نگاه ناهيد پرسن است و چقدر اتفاقاً جزئيات امكان تقرب به درون يك زندگى، شخصيت‌پردازى، نحوه هدايت و تسلط به فضا و پيش برد فيلم، و كلاً امور ساختارى و طبيعى نمايى و پختگى فيلم جاى خالى خانم و آقاى ب از فيلم يك مرد و چهار زن سر است. با اين اشاره مى‌خواهم به فيلم پرسن بپردازم و از نظر محتواى پژوهش، سويه‌گيرى، ساختار و برخورد به شخصيت آن را مورد نقد قرار دهم.
    × × ×
 فيلم با فضاى روستايى‌اش شروع مى‌شود. گندم‌هاى خرمن‌كوبى شده و گسترده بر حياط خانه و زن‌هايى كه دور و برش نشسته‌اند و دخترى كه قلب بزرگى را با دست بر روى گندم‌ها مى‌كشد و مى‌گويد اين قلب بابايم است و چهار قلب كوچك‌تر درون قلب بزرگ مى‌كشد و مى‌گويد اين قلب فرنگيس است، اين قلب گلى است، اين قلب شهپر است، اين قلب زيباست. و سكانس افتتاحيه با شادى و خنده زن‌ها به سر مى‌رسد و زن‌ها خودشان را يكى يكى معرفى مى‌كنند و تصوير مردى قوى هيكل پس از آن ظاهر مى‌گردد كه معلوم است همان شوهر چهار زنه (هدايت) است كه »هدا« صدايش مى‌زنند و مادربزرگ بى‌پرده مى‌گويد كه »پسرش دوستدار.... به وسيله زن‌ها و صف طويل پسران و دختران و زنان گرد سفره و سپس كلوزآپ تك تك زن‌ها كه درباره شوهر مشترك‌شان حرف مى‌زنند، كسى مى‌گويد: »اگر نباشد ما مى‌ميريم«. ديگرى مى‌گويد: او شوهر من و پدر بچه‌ها است و دوستش دارم.
 فيلم بايد با همان ظرافت به وجوه گوناگون اين ماجرا و نيز شخصيت‌ها بپردازد، يكسره فراموش گشته و در عرش كوششى سطحى و حتى تحريف‌آميز صورت مى‌گيرد كه با گزينش يك سويه آيه قرآن، كاسه كوزه را بر سر خدا بشكند، با آوردن انگليسى آيه و بردن ذكر مرجع و خود آيه، مى‌خوانيم، ترجمه: Three of four -The Quran Warry a toe .Wives id you can affordit
    × × ×
 مسئله سويه‌گيرى فيلم پس از همان آغاز تو ذوق مى‌زند.
 يكى از ناپسندترين عادات فيلمسازان مدرنى كه نمى‌دانند در پژوهش مستند رعايت همه جوانب امر واقع و انصاف در داورى و عدم تحريف و دستبرد اسناد اصل چشم‌پوشى‌ناپذير است و هرگونه جعل براى اثبات يك پيشداورى، يك نگاه و يك باور مدرن، رنگ و بويى ماكياوليستى دارد، تغيير منابع سنت و مذهب به دلخواه خود است. انتساب polygami (چند همسرگزينى در اسلام) به قرآن كريم و كلام خداوند وحى منزل، بدون بيان واقعيت مندرج و تصريح و تأكيد شده در همان متن و گزينش دلنجواهى آيه، قبل از هر چيز همان اثر مدرن را از اعتبار مى‌اندازد.
 نگاهى انتقادى و پرسشگرانه و پژوهشگرانه - خود به خود - در خود اسلام هم ممنوع نيست، مجادلات، محاورات و گفتگو و نقد صابئين و يهود و نصارى و مادى‌گرايان با پيشوايان دين(ع) نظير پيامبر اسلام(ص) و ائمه معصومان از على بن ابى طالب(ع) تا امام باقر(ع) و امام صادق(ع) و امام رضا(ع) و... گوياى عدم منع هر پژوهش و پرسش علمى و لو درباره خدا و دين و قرآن و ائمه است، جزميت متحجران در نفى پرسشگرى و پژوهش به اندازه همان تحريف جاعلان با متن و نص وحى مغايرت دارد. از جمله درباره همين كه خانم ناهيد از قرآن بايد متذكر شوم خود فردى مسلمان و داراى مطالعات مستقيم متون وحى و احاديث و روايات هستم. نكته‌اى كه در نقل قول اول از سوى آدمى كه با نص قرآن كريم و آيه نقل شده آشنايى دارد. روايت ناقص متن به سود ديدگاه فيلم - زدن سر و ته آيه - همين آيه و جملات آن - و نديده گرفتن تمام آيات ديگر قرآن در اين زمينه است.
 اما خود آيه قرآن كه ناهيد پرسن تنها تكه‌اى از آن را بريده و در آغاز فيلم نقل كرده اين است:
 و اگر بيمناك‌ايد كه در حق دختران يتيم به عدل و انصاف (قسط) رفتار نكنيد. در اين صورت از زنانى كه مى‌پسنديد يك [يا] دو و [يا] سه و [يا] چهار تن را به همسرى درآوريد و اگر مى‌ترسيد كه مبادا عادلانه رفتار نكنيد، فقط به يك تن يا ملك يمين اكتفا كنيد. اين نزديك‌تر است به اينكه ستم نكنيد (آيه ٣ سوره نساء)
 آيه اول و دوم هم تشويق مردم است به پيوند و عدم گسست پيوند و مهربانى زنان و مردان و خويشاوندان با هم و بر حذرداشتن آنان از دست‌اندازى به اموال يتيمان و برگرداندن مال آنان به خودشان و پليد را جانشين پاك نگرداندن و نخوردن مال مردم، در حقيقت نظير همه اديان، سويه انذار و تبشير، دعوت‌مردم به پاكى و حق و دوستى و عدم ستم به يكديگر است. و پيداست در فضاى جاهليت عربستانى كه دختران نوزاد را زنده در گور مى‌كردند، چه توان‌فرسا بوده اين دعوت كه حتى امروز پس از بيش از هزار و چهارصد سال هنوز مردان بر زنان‌شان ظلم مى‌كنند و انسان‌ها پيوند مى‌گسلند و مال يكديگر به ناحق و تجاوز مى‌خورند و انسان مدرن هم از اين دعوت حتماً بى‌نياز نيست.
 حال ترجمه خود آيات كه اگر كلام به درازا نمى‌انجاميد عربى و فارسى و انگليسى هر سه را مى‌آوردم. اى مردم از پروردگارتان پروا كنيد. همو كه شما را از يك تن يگانه بيافريد و همسر او را هم از او پديد آورد و از آن دو مردان و زنان بسيار پراكند و از خدايى كه به نام او پيمان مى‌بنديد يا سوگند مى‌دهيد. هم‌چنين از گسستن پيوند به خويشاوندان پروا كنيد. چرا كه خداوند نگاهبان شماست. × و اموال يتيمان را به ايشان برگردانيد و پليد را جانشين پاك مسازيد و اموال ايشان را با اموال خويش مخوريد كه اين گناه بزرگى است.«
 آن ترجمه انگليسى متعلق به ادامه همين آيه و چند جمله از كل همان آيه ٣ است.
 يعنى صرفاً ذكر كرده ازدواج كنيد با دو، سه، چهار زن اگر مى‌توانيد... در حالى كه همان‌گونه كه عين آيه را خوانده‌ايم قرآن در ادامه به همسرى درآوردن دو يا سه يا چهار زن كه هرگونه زورى عقد را باطل مى‌كند و از شروط عقل توافق و پذيرش آزادانه زنان است، به دنبالش تأكيد مى‌نمايد كه »اگر مى‌ترسيد كه مبادا عادلانه رفتار نكنيد فقط به يك زن اكتفا كنيد و اين‌كه ستم نكنيد.«
 چنين پيشنهاد اولاً استوار است بر سرشت چند زنى پاره‌اى از مردان كه اگر هم قانون به آنان اجازه ازدواج يعنى به شكل حقوقى و اجتماعى درآوردن چند زنى را ندهد، غيرقانونى و به شكل زنا و فساد پنهان سر به دنبال زنان ديگر مى‌نهند و حتى از زنان شوهردار دست نمى‌شويند و چه بسا خشونت و جنايت جنسى و يا روابط نامشروع در جامعه گسترش يابد و به سستى روابط زن و شوهرى بيانجامد و يا كودكان نامشروع كه با شرايط هولناكى پرورش مى‌يابند. و اصلاً از دلايل صحت اجازه ازدواج چند همسرى مى‌گذريم. بحث بر سر تحريف و جعل آيه و ترجمه ناتمام آن است. آيه مى‌گويد اگر قادر نيستيد عدالت و انصاف و رضايت دو تا ٤ همسر را با هم كسب كنيد، به يك همسر اكتفا كنيد و اين عدالت (قسط) كلمه به كار برده شده در قرآن با جامعيت معنايى خود در برگيرنده عدالت در ابعاد مادى، رفاهى، روانى و عاطفى است و در واقع شرطى است كه با درنظر نگرفتن آن چند همسرگزينى باطل خواهد بود، حذف اين شرط (قسط) و نشان دادن يك زندگى سرشار از بى‌عدالتى و زورگويى مرد و آن را به قرآن نسبت دادن واقعاً امرى نامستند و دروغ بافى و تهمت به كتاب الهى است و تاريك كردن آگاهى مردم. تو گويى اين همه خشونت عليه زنان در جوامع ديگر و غيرمسلمان وجود ندارد و اين ستمى است به حقيقت، به اسلام و به نحوه استناد و پژوهش. نبايد به بهانه روشنفكرى، سويه‌دارى، و پيشداورى، آنچه را كه تحريف آشكار و نسبت نادرست است به يك متن و از هيچ حيثيت مستندى برخوردار نيست و نوعى سوء استفاده ايدئولوژيك از واقعيات و امور جارى و شايع ظالمانه در عرصه Polygami و چندهمسرى است، پرده‌پوشى شود. اثر مستند و متكى به ارجاع مستقيم به سند، در وهله اول نبايد سند را تحريف كند به ويژه وقتى كه همه علت وجودى مستبد اشاره و اثبات ارجاع و ربط رفتار موجود در فيلم مستند و زندگى واقعى به همان قرآن و همان روايت تحريف شده و نيمه كاره آيه‌اى است كه در آغاز مستند شاهدش بوده‌ايم.
    × × ×
 يك مستندساز، يك تماشاگر مستند، يك منتقد مستند و يك رسانه مستند، همه و همه بايد شجاعت روبه‌رو شدن با واقعيت و نقد را داشته باشند و بى‌مانع، با ذهن باز و روشن و منصف و بدان بهانه به پرسش‌ها بيانديشند قرآن را مورد گفت‌وگو قرار دهند و اگر جعلى در سند و استناد و مستند وجود دارد آن را بپذيرند.
    × × ×
 شخصيت‌ها
 مستند »يك مرد و چهار زن« آن قدر؟؟؟ (البته واقعى) هوسبازى مردم و شرايط دشوار زندگى چهار همسر اوست كه از آن همه پرسش‌ها و عطش تماشگر براى درك عميق‌تر رخدادهاى درون فضاى فيلم و اين خانه چندهمسره روستايى باز مى‌ماند. شخصيت‌ها يك رخداد جذاب براى تماشاگرند، اما، تا راهى به اعماق‌شان نمى‌بريم.
 از همه بيشتر شخصيت زيبا، زن چهارم كه فعلاً سوگلى هدايت است، پرداخته شده است. او را بى‌پروا و جوان و داراى اعتماد به محبوبيت خود نزد هدا مى‌يابيم، جلوى دوربين او را مى‌بوسد، گرايش مدرن‌ترى از سه زن قبلى كه زنانى سنتى‌اند دارد، در فكر زيبايى لباس، رنگ مو، و دلبرى از شوهر است. مى‌گويد: قبلاً شوهر داشتم، معتاد بود. طلاق گرفتم. آقاى مقتدايى عاشقم شد. گفتم: سه زن دارد. گفتند: آدم خوبى است پولدار است. من شدم زنش.
 فيلم مشغول داد و فرياد زن‌هاى ديگر است. اين‌كه هدا حالا هميشه با زيبا سر مى‌كند. هدا نزد مادرش مى‌رود و زيبا پيش چشم بزرگ‌ترها و دوربين، لب‌هاى هدايت را مى‌بوسد. زن سوم خود را به مريضى مى‌زند. زيبا براى او غذا مى‌برد. زن نمى‌خورد. زيبا مى‌گويد الكى است.
 زن‌هاى ديگر نقل مى‌كنند كه هدايت هرجا مى‌رود عاشق مى‌شود. با كتك و زور از آنها رضايت گرفته، آنها همه ابراز نارضايتى مى‌كنند، اما هدايت به آنها گوش نمى‌دهد و با زن چهارم (زيبا) ازدواج مى‌كند.
 اما اين وسط زيبا هم در موقعيت متزلزلى است. فرزند ندارد. شهير حامله است و اين موقعيت متزلزل زيبا را گوشزد مى‌كند. زيبا نوزاد شهير را تر و خشك و نگه‌دارى مى‌كند. مشكل فيلم گيركردن در همين فضاى احساسى، سطحى و تكرارى است. نمى‌تواند به عصبى شدن آرام آرام زيبا و شكل‌گيرى بهانه هدايت براى زن جديد، به خوبى نزديك گردد.
 شخصيت هدايت هم كاوش نمى‌شود. جز يكى دو جا كه از پول و دارايى و علاقه‌اش به دختر (باكره) حرف مى‌زند كه اگر زشت باشد هم مى‌پذيرد. يعنى چشم و گوش بسته است. رفتار هدايت با همسرانش بدوى است آنها را چون چهارپايان و اموالش مى‌نگرد. شهير به او اعتراض مى‌كند كه پدر بايد مسئوليت داشته باشد و سايه‌اش بر سر فرزندانش باشد در حالى كه او مى‌رود و پيدايش نمى‌شود سرگرم زنان ديگر (زيبا) است او زيبا را مقصر مى‌داند.
 مشكل آن است كه فيلم ناهيد پرسن در سر زدن به زن‌هاى ديگر، به خانه‌ها و مكان مختلف، و به اتفاق‌هايى كه مى‌افتد (از جمله خانه‌سازى براى شهر يا پيشنهاد افزايش خانه تا پولى دستش را بگيرد) آشفته و سرگردان است.
 سراسر فيلم، تنها حرف، زن و زن گرفتن است. زيبا حس مى‌كند كه هدايت مى‌خواهد زن تازه بگيرد. و تهديد به خودكشى مى‌كند.
 مشكل فيلم جدا از آشفتگى و عدم نزديك شدن به شخصيت‌ها و بچه‌ها و تكرار فضاى عمومى لحن تبليغى و جانبدارى آشكارش هم هست. فيلم حتى اگر آگاهانه برگزيده بود كه به زن‌ها نزديك نشود - كه چنين نيست و در پاره‌اى مواقع مى‌كوشد فضاى روانى درونى كسانى مثل شهير يا فرنگيس را تصوير كند - و اگر تصميم گرفته بود كه آنها را در لانگ‌شات نشان دهد، بايد گفت به تصوير عمومى جامعى هم از اين خانه و روابطش توفيق نمى‌يابد و در اين مورد هم دچار تكرار و يك سويگى است.
 حسادت و نارضايتى و بيان ناخشنودى با كلمات و ناتوانى در انتخاب aets و عمل‌هايى كه در كنار هم روايتى از درون روابط يك مرد و چهار زن و اين خانه بسازد، مشخصه اين مستند است. تمايز زن‌ها با هم، وضع بچه‌ها، شخصيت مرد، موقعيت زن‌ها و ناتوانى‌شان در دفاع از حقوق خود و ده‌ها مسئله جذاب در اين فيلم دفن شده است. واقعاً اگر زنها به اين ازدواج تن در نمى‌دادند، چه مى‌كردند؟ زن تازه بالاخره سر و كله‌اش پيدا مى‌شود پشت موتور هدايت، اتاق تازه ساخته شده و زيبا، در هم شكسته و ويران كليد را پيش پاى زن تازه مى‌افكند.
 فيلم جز همين سطح رابطه زنان با شوهر و با همديگر، حسادت‌شان نسبت به هم و كنيزگونگى و بى‌حقوقى و عدم رضايت و شكوه مداوم‌شان را تصوير نمى‌كشد. نه از نظر روانشناسى نه از نظر فكرى، نه از نظر فيزيولوژيك و بدن و نه از نظر تربيت و نگاه و باورها به زنان و به مرد نزديك نمى‌شود. جالب آن است فيلمى كه با تكه بريده‌اى از قرآن شروع مى‌شود در سراسر فيلم و امنيت زندگى و رفتار و سرگرمى هدايت هيچ اثرى از مذهبى بودن نمى‌بينيم.